تجلی اعجاب

ادامه بررسی شعر مسافر توسط شما دوستان (قسمت چهارم)

و حال ، شب شده بود.
چراغ روشن بود.
و چاي مي خوردند.

- چرا گرفته دلت، مثل آنكه تنهايي.
- چقدر هم تنها!
- خيال مي كنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستي.
- دچار يعني
- عاشق.
- و فكر كن كه چه تنهاست
اگر ماهي كوچك ، دچار آبي درياي بيكران باشد.
- چه فكر نازك غمناكي !
- و غم تبسم پوشيده نگاه گياه است.
و غم اشاره محوي به رد وحدت اشياست.
- خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه آنهاست.
- نه ، وصل ممكن نيست ،
هميشه فاصله اي هست .
اگر چه منحني آب بالش خوبي است.
براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر،
هميشه فاصله اي هست.
دچار بايد بود
و گرنه زمزمه حيات ميان دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشني اهتراز خلوت اشياست.
و عشق
صداي فاصله هاست.
صداي فاصله هايي كه
- غرق ابهامند
- نه ،
صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هيچ مي شوند كدر.
هميشه عاشق تنهاست.
و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست.
و او و ثانيه ها مي روند آن طرف روز.
و او و ثانيه ها روي نور مي خوابند.
و او و ثانيه ها بهترين كتاب جهان را
به آب مي بخشند.
و خوب مي دانند
كه هيچ ماهي هرگز
هزار و يك گره رودخانه را نگشود.
و نيمه شب ها ، با زورق قديمي اشراق
در آب هاي هدايت روانه مي گردند
و تا تجلي اعجاب پيش مي رانند.
- هواي حرف تو آدم را
عبور مي دهد از كوچه باغ هاي حكايات
و در عروق چنين لحن
چه خون تازه محزوني!

    شب، تنهايی، دچار، عشق، غم، وصل، فاصله، عاشق، اشراق، هدايت، اعجاب،... و مفاهيم بزرگ ديگر. که در قالب اين اين الفاظ خود را نمايان می کنند... هر نکته ای که هنگام خواندن اين جملات در ذهنتان جوانه می زند، بيان کنيد. جمله هايی هست که شما می فهميدش و اما ديگران سطحی از آن می گذرند. آن  را در صفحه پيامها بيان کنيد... پس بحث در صفحه پيامها...

   حاشيه۱- از تمام دوستاني كه نظرشان را هرچند كوتاه می نويسند ممنونم. وبلاگ هربار، زمانی آپديت می شود كه تعدادي نظرات تحليلی توسط شما نوشته شود... و دوباره ممنونم از دوستانی كه با پيامهايشان اين وبلاگ را ياری می كنند...

   حاشيه۲- دوستان اگر پيشنهاد يا انتقادی دارند که به هر چه بهتر شدن وبلاگ کمک می کند لطف کنند بگويند. دوستانی که لينک يا لوگوی وبلاگ را در وبلاگشان گذاشته اند و لينکشان را در کفشهايم کو نمی بينند لطف کنند بگويند تا لينکشان اضافه شود.ممنون.

   حاشيه۳- درگذشت حسين پناهی را به تمام هنردوستان تسليت می گوييم. اميد که ستاره يادش هيچگاه خاموش نشود...

 

گزيده اي از نظرات تحليلي شما : شعر مسافر (بخش سوم)

khorshid : ..مسافر ميگويد حيات از تنهايی است که نشئه ميگيرد..به نظر شخصی من :وقتی که عاشق شدی تنها ميشوی..همانطور که خود سهراب هم ميگويد..عاشق هميشه تنهاست..و تازه وقتی انسان معنای واقعی حيات را درک ميکند که عشق را تجربه کند..پس در نتيجه عشق سر آغاز زندگی و حيا ت است..شاعر ميگويد قشنگی خود به خود وجود ندارد و بستگی به ديد و تعبير ما دارد...اگر اشکال را با ديدی عاشقانه تعبير کنيم به اين معناست که آنها را زيبا ديده ايم...و اين عشق است که بين تو و يک سيب ارتباط برقرار ميکند و باعث ميشود که آن را بفهمی و لمس کنی..و اين عشق است که ترا به شناخت ابعاد مختلف زندگی سوق ميدهد و از آنجاييکه وحدت کامل بين عاشق و معشوق دست نميدهد صفت اندوه آمده است.....و اين عشق است که مانند پرنده ای ما را آزاد ميسازد..و اين نوشداروی اندوه مانند اکسير است که مس وجود را زر ميکند......

حامد بيدي: سهراب در شعر صداي پاي آب سوالي را مطرح نمي كند. از آنچه كه ديده و مي داند مي گويد. اما در شعر مسافر، سهراب با استفاده از گفت و گو و پرسش و پاسخ بين ميزبان و مهمان، سوالاتي را مطرح مي كند و سعي مي كند به روشني به آنها جواب دهد: قشنگ يعني چه؟ سهراب اساس زيبايي شناسي خود را بيان مي كند. زيبايي كه هميشه در دنياي آرماني و برتر او جاريست و مفاهيم شعري اش را در هاله خود فرو برده...: عشق؛ "قشنگ تعبير عاشقانه اشكال است.." و عشق تو را با اشيايي كه به آن مي نگري دوست مي كند و تو را با گرمي يك سيب مانوس مي كند. فقط يك نگاه عاشق است كه يك زيبايي اصيل را در اشيا مي بيند. عشق همچون روحي ست كه نگاه عاشق به اشيا مي دمد و آنها را زنده و قشنگ مي كند. و همانطور كه دوست عزيز khorshid  گفت قشنگی از ماهيت ماده به تنهايي نيست و بستگی به ديد و تعبير ما دارد...

 

شما مي توانيد نظرات ديگر دوستان را درباره بخش سوم شعر مسافر در صفحه پيامهاي نوشته قبلي مطالعه فرماييد.

 






* در صورت استفاده از لینکها در نشریات، وب،... آدرس این وبلاگ را ذکر کنید!
* لینک وبلاگ دوستانی که به این وبلاگ لینک داده اند نیز در این قسمت می آید.



* برای دانلود روی لینکها کلیک راست کنید و ...Save Target As را بزنید.




پوستر

.. .. .. .. .. .. .. .. ..