آدم و آهن...

ادامه بررسی شعر بلند مسافر

سفر پر از سيلان بود.
و از تلاطم صنعت تمام سطح سفر
گرفته بود و سياه
و بوي روغن مي داد.
و روي خاك سفر شيشه هاي خالي مشروب ،
شيارهاي غريزه، و سايه هاي مجال
كنار هم بودند.

   سفری که مسافر از باغ چندسالگی آغاز کرد، حالا به قرن صنعت رسيده. به انقلابی بزرگ در شيوه زندگانی انسان: انقلاب صنعتی. حالا ديگر کودکان عراقی (خاورميانه) نسبت به شکوه گذشته‌گانشان (بابل) کورند. و سفر ضمن حرکت در زمان، به سمت غرب هم می رود: تلاطم صنعت و بوی روغن و سياهی. مسافر از هجوم حقيقت به خاکی افتاده بود که اکنون روی آنرا روغن صنعت و شيشه های خالی مشروب پوشانده بود. و اما تلاطم صنعت انسان را آرامش نداد! صنعتی که برای آرامش و رفاه اينجايی داشت دنيا را فرامی‌گرفت، تبديل به سيل متلاطمی شد که زندگی انسان را ويران کرد. و انسان به مشروب و شهوت رو آورد تا مجالی بيابد و بياسايد!

ميان راه سفر، از سراي مسلولين
صداي سرفه مي آمد.

   ۱- بيماری‌ها نيز هنوز بی درمان ماندند. ۲- راه چاره آن بود که آنانکه دچار يک همه‌گيرند، در «سرای مسلولين» زندگی را بگذرانند تا به ديگران صدمه نزنند: صورت مسئله به طرز وحشتناکی پاک شده بود! ۳- تکرار صدای «س» در اين دو خط واژآرايی زيبا و مرتبطی را شکل داده. البته بسامد «س» و «ش» در کل اين قطعه زياد است و در اين دو خط به اوج می رسد.

زنان فاحشه در آسمان آبي شهر
شيار روشن "جت" ها را
نگاه مي كردند
و كودكان پي پرپرچه ها روان بودند،
سپورهاي خيابان سرود مي خواندند
و شاعران بزرگ
به برگ هاي مهاجر نماز مي بردند.

   شيار روشن جت‌ها، اثر روشنی بود که جنگ بر آسمان آبی شهر گذاشته بود: زنان فاحشه کودکانشان را رها کرده بودند، و کودکان هم می دويدند، اما به کدام مقصد؟ به دنبال پرپرچه‌ها! می دويدند تا بچرخد! زندگی می‌کردند تا باشند! و همين نبودِ دورنگري، شادشان می کرد...
   اما در اين ميان سرود را از سپوران می شنيدی و به جای آن شاعران بزرگ، به برگهای مهاجر نماز می بردند. برداشتها متنوع است: برگهای مهاجر=شاعران فرهنگهای ديگر، موضوعهای زودگذر، رومانتيسيسم،...

و راه دور سفر ، از ميان آدم و آهن
به سمت جوهر پنهان زندگي مي رفت،
به غربت تر يك جوی آب می‌پيوست،
به برق ساكت يك فلس،
به آشنايي يك لحن،
به بيكراني يك رنگ.

   راه سفر از ميان اين جنجالها می گذرد و دور می شود. انگار انسان در نيمه راه سفر خود، اتراق کرده و از ادامه راه بازمانده. آدم در جايی به مقابله با آهن نشسته. و راه را اگر امتداد دهيم، به حس غربت دور افتادگی جوی آب از دريا می رسيم، و انتهای راه درياست: برق ساکت يک فلس، آشنايی يک لحن، بی کرانی رنگ آبی دريا...

سفر مرا به زمين های استوايی برد.
و زير سايه آن «بانيان» سبز تنومند
چه خوب يادم هست
عبارتی که به ييلاق ذهن وارد شد:
وسيع باش، و تنها، و سر به‌زير، و سخت.
   سفر به شرق بازمی‌گردد، شرقی که لحنی آشنا دارد، مثل رسيدن به اصل، مثل رسيدن به نقطه اول... سفر به زمينهای آفتابی استوايی می‌رسد. جايی كه درختان هميشه سبزند و هيچگاه «با نشستن يک سار روی شاخه يک سرو کتاب فصل ورق» نمی خورد. چيزی فراتر از فصلها در استوای شرق می گذرد...
   نشستن در سايه «بانيان» سبز تنومند و ادراک چيزی، يادآور روشنيدگی بودا زير درخت انجير کهن و دريافت ناگهانی اوست (کلاسهای کريشنامورتی نيز گفته می شود زير چنين درختانی برگزار می‌شد). و اين قطعه دقيقا موازی با آن اتفاق بزرگ است.
   واما نکته ای که در مورد کلمه «ييلاق» به ذهنم رسيد: اينجا دوباره بر بازگشت به ابتدا تاکيد می شود. ذهن در نوسان است و در ييلاق و قشلاق. اينجا معلوم می شود که قبلا ذهن مسافر در شرق بوده و اين عبارت را دريافته؛ اما اينجا پس از سفر به غرب و بازگشت، آن را به ياد می آورد.
   عبارتی که به يیلاق ذهن وارد شد: وسيع باش، و تنها، و سربه‌زير، و سخت: نشانه های روشن يک تفکر شرقی. تفکر درونگرايی که تمام جهان را از درون فتح می کند. فکرش از عادتها دور و وسيع است. منحصر به خودش است و کسی را چون خودش و به اهميت خود واقعی اش نمی داند (تنها). شکايت و جنگ ندارد (سربه‌زير). بلکه در مقابل مشکلات ظاهری دنيا، صبور و سخت است. و اين نشانه های درختی هم هست که مسافر زير آن نشسته. و اين نشانه های سهرابی هم هست که ما به خيال خود رد پای شعرش را دنبال می کنيم...

من از مصاحبت آفتاب می آيم،
کجاست سايه؟

  در قطعه قبلی ديديم که مسافر به سرزمين آفتاب (شرق) می رسد و با اين حال، «زير سايه» درختان تنومند عبارتی مهم به ذهنش می آيد. در دوخط بعدی نيز مسافر می گويد از مصاحبت با آفتاب آمده است و در پی سايه می گردد. اين گريز از آفتاب محض و پناه به سايه در اشعار قديمی سهراب نيز سابقه دارد. خصوصا در شعر معروف «شاسوسا»، که درونمايه عمده آن به نظر گريز از آفتاب و پناه به سايه است:
« شاسوسا، شبيه تاريک من!
   به آفتاب آلوده ام.
   تاريکم کن، تاريک تاريک، شب اندامت را در من ريز...»
انگار در هجوم روشنيدگی تاب نمی آورد و به سمت خنکای آرام سايه پناه می برد، تا بتواند دمی باز از آفتاب بگويد و چيزی به ييلاق ذهنش وارد شود. سهراب در يادداشتهای خود (هنوز در سفرم) مفهوم هنر را چنين چيزی می داند:
« به رمز زيبايی ها که سفر می کني، نيمه راه، سرشاری خود را تاب نمی آوری، باز می گردی تا از ديده های راه بگويی: و هنر پيدا می شود...»

   توصيف سفری که از «باغ چندسالگي» شروع شد اينجا به پايان می رسد. از اينجا به بعد چندين قطعه وجود دارند که با «ولی...» آغاز می‌شوند. قطعه زير را می گذاريم برای پست بعدی:

ولي هنوز قدم گيج انشعاب بهار است
و بوي چيدن از دست باد مي آيد
و حس لامسه پشت غبار حالت نارنج
و به حال بيهوشي است.
در اين كشاكش رنگين، كسي چه مي داند
كه سنگ عزلت من در كدام نقطه فصل است.
هنوز جنگل ، ابعاد بي شمار خودش را
نمي شناسد.
هنوز برگ
سوار حرف اول باد است.
هنوز انسان چيزي به آب مي گويد
و در ضمير چمن جوي يك مجادله جاري است
و در مدار درخت
طنين بال كبوتر، حضور مبهم رفتار آدمي زاد است.

حاشيه۱- اول خرداد امسال، روزنامه شرق ويژه نامه ادب نامه خود را به سهراب سپهری اختصاص داده بود و مطالبی خواندنی و مقالات تازه را در خود جای داده بود. نسخه الکترونيکی اين روزنامه در اين قسمت از سايت روزنامه شرق قرار دارد، دوستانی که مايلند لينکهای زير را بفشارند!... شايد در ميان نگاهها و حمايتهای سطحی رسمی! اين ويژه نامه واقعا جايگاه سهراب را مشخص کرده... از مسئولين روزنامه شرق کمال تشکر را داريم...
صفحه۱ - صفحه۲  صفحه۳ - صفحه۴  صفحه۵  صفحه۶ - صفحه۷ - صفحه۸ - صفحه۹ - صفحه۱۰

حاشيه۲- دوستانی که به کفشهايم کو لينک داده بودند در قسمت لينکستان اضافه شدند. يکی دو پوستر جديد هم در قسمت دريافت فايل اضافه شد. لينکهای آرشيو نيز کامل شد... به زودی سه متن کامل کتاب اطاق آبی و نيز مقدمه کتاب آوار آفتاب، به صورت pdf در اختيار دوستان قرار خواهد گرفت...

حاشیه جدید!: (۸مرداد) وبلاگ کفشهایم کو باز هم به عنوان وبلاگ برتر معرفی شد. از وبلاگ برترین های پرشین بلاگ بابت انتخاب و معرفی کفشهایم کو تشکر فراوان داریم...







* در صورت استفاده از لینکها در نشریات، وب،... آدرس این وبلاگ را ذکر کنید!
* لینک وبلاگ دوستانی که به این وبلاگ لینک داده اند نیز در این قسمت می آید.



* برای دانلود روی لینکها کلیک راست کنید و ...Save Target As را بزنید.




پوستر

.. .. .. .. .. .. .. .. ..